کوه
کوهستان
          

                                    دماوند                                                                   سبلان

                 

                                 اورین                                                                         جهنم دره

[ یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۳ ] [ 21:48 ] [ هادی مرتضوی زاده ]


موضوعات مرتبط: کوههای خوی
[ پنجشنبه ششم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 19:12 ] [ هادی مرتضوی زاده ]

لیلا اسفندیاری

 

لیلا اسفندیاری کجوری راد متولد۲۷ بهمن ۱۳۴۹ . کوهنورد ایرانی بود که رکوردهای صعود متعددی را به عنوان نخستین زن کوهنورد ایرانی به نام خود به ثبت رساند.ایشان عضو باشگاه کوه‌نوردی و اسکی دماوند و هیأت موسس انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان نیز بودند. لیلا اسفندیاری پس از فتح قله گاشربروم ۲ در دومین تلاش خود، در بازگشت تیمی (۶ مرد و لیلا) از قله به سمت کمپ ۳، در ساعت ۱۳ روز جمعه مورخ ۳۱ تیر ۱۳۹۰ (۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱)از شیب یخی زیر قله سقوط می‌کند و در ارتفاع ۷۲۰۰ متری متوقف می‌شود. جسد وی همچنان در همان محل سقوط در منطقه قره‌قروم پاکستان باقی مانده است.

امروز دومین سالگرد در گذشت لیلا اسفندیاری هست. کسی که عاشق کوهنوردی بود و جانش را فدای این عشقش کرد و در آغوشش جان داد. کسی که سختی های زیادی در این راه متحمل شد. کسی که خسته نشد با اینکه دیگر پاهایش توان رفتن نداشت در این مسیر پر پیچ و خم. کسی که افتخارات زیادی کسب کرد برای ایران عزیز ولی صدایش در نیامد و نمی دانم چرا ما باید افتخارآفرینان کشورمان پس از مرگشان بشناسیم؟ و در روز مرگشان تازه به یادشان بیفتیم؟ ولی خوشبختانه عزت از هستی بخش جهان است و اوست که هر شخصی را بخواهد عزیز می کند همان گونه که لیلا اسفندیاری را عزیز کرد بین مردم و پس از مرگ طرفداران زیادی پیدا کرد و همه با نوع تفکرش نسبت به کوهنوردی و پشتکارش در این راه و نوع زندگیش بیشتر آشنا شدن.

جمعه ۳۱ تیر، پیکر لیلا اسفندیاری در ارتفاعات هیمالیا و بین شکاف های یخی برای همیشه آرام گرفت. بانوئی که صعودهای زمستانی اش از مسیرهای مختلف به قلل و صعودش از دیواره علم کوه، فقط گام های نخست او در بلندپروازی های بی نظیرش درکوهنوردی بود.
هرچند نه نثر بود و نه نظم ، آنرا بحساب قلم ناتوانم بگذارید تنها احساس درون بود چون درسالیان طولانی فعالیت در این رشته خود نیز شاهد از دست دادن تنها برادرم و چند نفر از همنوردان دیگرم بودم

 

و به دوستان و بستگان خود به صورت زبانی می‌گفت اگر در کوه جان خود را از دست دادم هما نجا بگذارید بمانم نمی‌خواهم دیگران به خاطر من جانشان را به خطر بی اندازند، می‌خواهم بام جهان ارامگاه ابدی ام باشد. جسد وی همچنان در همان محل سقوط در منطقه گاشربروم پاکستان باقی‌مانده است.

یک روز پس از درگذشت وی، خانواده اسفندیاری پیام تسلیتی منتشر کردند:
شنیدن گسترش مرزهای محدود توانایی، مقابله با محرومیتهای قراردادی و اثبات شایستگی های زنان، آرمانهایی بودند که لیلا پرداختن به آنها را در کوهنوردی یافته بود، شنیدن خبر درگذشت لیلا بسیار تاسف‌بار بود و ما از این بابت متاثر هستیم و او تمامی فرصت ها و اندوخته ی زندگی اش را صرف کوهنوردی کرد و سرانجام در جایی آرام گرفت که آرزویش را داشت. ما خانواده اسفندیاری با دلی آکنده از اندوه، به تصمیم لیلا در انتخابش احترام می گذاریم و بر اساس خواسته ی خودش، پیکر پاکش را در همان نقط های که هست به کوههای بلند، پاک و پر برف گاشربروم میسپاریم. جایی که تا ابد چشم انداز زیبای کوهستان قراقروم را برای او به منظر خواهد داشت.

صعودها


موضوعات مرتبط: مقاله ها
[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:7 ] [ هادی مرتضوی زاده ]

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا * خبرازسرزنش خارجفا نیست ترا

رحم بربلبل بی برگ ونوا نیست ترا * التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیرغم واصلا غم ما نیست ترا * با اسیرغم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ ازعاشق غمناک نمی باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی باید بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی * همره غیره به گلگشت گلستان باشی

هرزمان با دگری دست و گریبان باشی * زان بیندیش که ازکرده خویش پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند وپریشان باشی * یاد حیرانی ما آری وحیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جوربرای تو کشد

شب به کاشانهء اغیارنمی باید بود * غیر را شمع شب تارنمی باید بود

همه جا با همه کس یارنمی باید بود * یاراغیاردل آزارنمی باید بود

تشنهء خون من زارنمی باید بود * تا به این مرتبه خون خوارنمی باید بود

من اگرکشته شوم باعث بد نامی تست

موجب شهرت بی باکی و خود کامی تست

دیگری جزتو مرا اینهمه آزارنکرد * جزتو کس درنظرخلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکارنکرد * هیچ سنگین دل بیدادگر این کارنکرد

این ستمها، دگری با من بیمارنکرد * هیچکس اینهمه آزار من زارنکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است * برسر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است * روی پرگرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است * جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک برآن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست * عاشق بی سرو سامانم وتدبیری نیست

ازغمت سربه گریبانم و تدبیری نیست * خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

ازجفای تو بدینسانم وتدبیری نیست * چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ؟

عاجزم چارهء من چیست چه تدبیر کنم؟

نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است * گل این باغ بسی سرو روان بسیاراست

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است * ترک زرین کمرموی میان بسیاراست

با لب همچو شکرتنگ دهان بسیار است * نه که غیراز تو جوان نیست جوان بسیاراست

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصه آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که درآزارم و میدانی تو * به کمند تو گرفتارم و میدانی تو

ازغم عشق تو بیمارم و میدانی تو * داغ عشق تو به جان دارم ومیدانی تو

خون دل از مژه میبارم و میدانی تو * از برای تو چنین زارم و میدانی تو

از زبان تو حدیثی نشنیدم هرگز

از تو شرمندهء یک حرف نبودم هرگز

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت * دست بردل نهم و پا بکشم از کویت

گوشه ای گیرم و من بعد نیایم سویت * نکنم باردگر یاد قد دلجویت

دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت * سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

بشنو پند ومکن قصد دل آزردهء خویش

ورنه بسیارپشیمان شوی از کردهء خویش

چند صبح آیم واز خاک درت شام روم * از سرکوی تو خود کام به ناکام روم

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم * از پی ات آیم وبا من نشوی رام روم

دوردور از تو من تیره سرانجام روم * نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا اینهمه سنگین دل و بد خو باشد

جان من این روشی نیست که نیکو باشد

از چه با من نشوی یارچه می پرهیزی * یارشو با من بیمارچه می پرهیزی

چیست مانع ز من زارچه می پرهیزی * بگشا لعل شکربارچه می پرهیزی

حرف زن ای بت خونخوارچه می پرهیزی * نه حدیثی کنی اظهارچه می پرهیزی

که ترا گفت به ارباب وفا حرف مزن

چین بر ابرو زن ویک بار به ما حرف مزن

درد من کشتهء شمشیربلا می داند * سوز من سوختهء داغ جفا می داند

مسکنم ساکن صحرای فنا می داند * همه کس حال من بی سرو پا می داند

پاکبازم همه کس طور مرا می داند * عاشقی همچو منت نیست خدا می داند

چارهء من کن و مگذارکه بیچاره شوم

سرخود گیرم و از کوی تو آواره شوم

از سرکوی تو بادیدهء ترخواهم رفت * چهره آلوده به خوناب جگرخواهم رفت

تا نظرمیکنی از پیش نظرخواهم رفت * گرنرفتم ز درت شام، سحرخواهم رفت

نه که این بارچو باردگرخواهم رفت * نیست باز آمدنم باز اگرخواهم رفت

از جفای تو من زارچو رفتم، رفتـــــــــم

لطف کن لطف که این بارچو رفتم،رفتـــــــم

چند درکوی تو با خاک برابر باشم * چند پامال جفای تو ستمگر باشم

چند پیش تو، به قدراز همه کمتر باشم * از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم

میروم تا به سجود بت دیگر باشم * باز اگرسجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو کز تو کشم ناز وتغافل تا کی

طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی

سبزهء دامن نسرین ترا بنده شوم * ابتدای خط مشکین ترا بنده شوم

چین بر ابرو زدن و کین ترا بنده شوم * گره ابروی پر چین ترا بنده شوم

حرف ناگفتن و تمکین ترا بنده شوم * طرز محبوبی و آیین ترا بنده شوم

الله، الله، زکه این قاعده اندوخته ای

کیست استاد تو اینها ز که آموخته ای

اینهمه جور که من از پی هم میبینم * زود خود را به سر کوی عدم میبینم

دیگران راحت و من اینهمه غم میبینم * همه کس خرم و من درد و الم میبینم

لطف بسیار طمع دارم و کم میبینم * هستم آزرده و بسیار ستم میبینم

خرده بر حرف درشت من آزرده مگیــــــــــر

حرف آزرده درشتانه بود، خرده مگیـــــر

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم * از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم

پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم * همه جا قصهء درد تو روایت نکنم

دیگر این قصهء بی حدو نهایت نکنم * خویش را شهرهء هرشهر و ولایت نکنم

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است

سوی تو گوشهء چشمی ز تو گاهی سهل است

[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 1:20 ] [ هادی مرتضوی زاده ]
 

درمورد آبشاربدلان در پست های گذشته مطالبی درباره موقعت جغرافیایی و طبیعت این آبشار گذاشته بودم.این عکس ها آبشار بدلان را در زمستان و چهره یغی این آبشار را نشان میدهد.

این عکس ها گوشه ای از عظمت خداوند را به تصویر کشیده است

 

ورودی آبشار

 

 

 

قندیل های زیبای یخ

 

 

 

درخت های دامنه کوه تکه لیک

 

 

 

جاده خاکی آبشار قیزل چیر(بدلان)

 

 

ازفیلم آبشار بدلان هم بازدید کنید

 

دانلود فیلم

 


موضوعات مرتبط: آبشارها، فیلم ها
[ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:6 ] [ هادی مرتضوی زاده ]

 

کوه میشو واقع در مرند نزدیکی پیست اسکی پیام

ارتفاع 2870 متر

93.11.24

 

 

قله میشو

 

 

 

قله میشو

 

جوت باجی لار(لاله و لادن)


موضوعات مرتبط: کوههای آذربایجان
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 0:1 ] [ هادی مرتضوی زاده ]
اورین

زمستان 93


موضوعات مرتبط: کوههای بالای 3000 متر، کوههای خوی، عکس های منتخب
[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:50 ] [ هادی مرتضوی زاده ]
کوه اکیز

93.11.10


موضوعات مرتبط: عکس های منتخب
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 0:58 ] [ هادی مرتضوی زاده ]

 کوه اکیز                                                                                                                          

این کوه در فاصله 25 کیلومتری از شهرستان خوی قرار دارد و با ارتفاع2900 متر و شیب بسیار تند یکی از بهترین وجالب ترین کوههای خوی میباشد.

صعودبه این کوه معمولا از روستای قیه لیق انجام میشود اما از زوستای آلمالو هم انجام پذیر است.

به علت شیب زیاد این کوه صعود به آن حدودا8 ساعت طول میکشد.همانطور که در عکس مشاهده میکنید این کوه دارای دو قله که کاملا باهم برابر است میباشد که به خاطر همین است که اکیز به معنی دوقلو در زبان ترکی نام گذاری شده است.

هنگاه بازگشت از این کوه از مسیر راه آهن که از تونل رد میشویم این راه آهن همان راه ارتباطی ریلی ایران به اروپا میباشد.

پایین کوه یک آب معدنی اما غیرقابل شرب وجود دارد

 

عکس های کامل از این کوه در ادامه مطلب

 

 

 


موضوعات مرتبط: کوههای آذربایجان، کوههای خوی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ ] [ 1:29 ] [ هادی مرتضوی زاده ]

اورست

 

دانلود

 


موضوعات مرتبط: فیلم ها
[ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ ] [ 13:7 ] [ هادی مرتضوی زاده ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

کوهستان محل وحی الهی برای انبیاء و محل ورزش و نیایش برای کوهنوردان است
برچسب‌ ها
امکانات وب

کد لوگو حمایت از تیم تراکتور


قالب وبلاگ | ابزار پیام نگار


تماس با ما
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

statistics

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

كد موس